خانه / اخبار / معیار های فقهی احکام و مسائل شرعی

معیار های فقهی احکام و مسائل شرعی

 

بسم الله الرحمن الرحیم

  • عنوان مقاله :معیارهای فقهی
  • نویسنده:حجت الاسلام محمد مهدوی

 

 

مقدمه

خداوندا تو را به خودت قسم که ما را بندگانی عالم و آگاه و عامل به احکام شرع خودت قرار بده تا چنان باشیم که تو میخواهی.

در این نوشتار سعی شده موضوعات بعضی از احکام به طور صحیح شناسایی شده تا احکام صریح و روشن آن بیان گردد، مجتهد گرچه تمام سعیش در این است که احکام را استخراج کند اما آن تلاش وقتی پر ثمر و مفید است که موضوعات ماسل تشخیص و معینی باشد و از حالت فرض و (اگر) خارج شده باشد. تمام تلاش نویسنده در این نوشتار این بوده که معیار و میزان تشخیص صحیح موضوعات را ارائه نماید و مقصود از معیار در این نوشتار بیان حد و حدود مرز حقوقی و تشخیص موضوعات می باشد گرچه گام اول در این راه می باشد، اما امید آن است که گام محکم و بلندی در این راه برداشته باشد و موجب مزید علاقه در پایان این تحقیق گردد.

 

کلیدواژه

نماز جماعت_معیار_آشامیدن_خوردن_روزه_ضرر

۱_معیار تفرق صفوف نماز جماعت

فرموده‌اند: اذان و اقامه در چند مورد ساقط است یکی از موارد جائی است که شخصی وارد مسجد شود تا نماز بخواند چه فرادی چه به جماعت و در مسجد جماعتی برپا شده است و اکنون  مشغول نماز هستند یا از نماز فارغ شده‌اند ولی هنوز صفوف آن‌‌ها متفرق نشده است.در اینجا اذان و اقامه از این شخص سقاط است. [۱]باید دانست معیار تفرق صفوف آن است که حتی یک نفر از آن‌ها در حال تعقیب نمانده باشد پس اگر هیچکس مشغول تعقیب نباشد گرچه همه سرجای خود نشسته باشند اذان و اقامه از کسی که داخل مسجد شده ساقط نیست.[۲]

۲_معیار قهقهه که مبطل نماز است

یکی از مبطلات نماز قهقهه است. باید دید معیار قهقهه چیست؟

معیار آن خنده‌ای است که صدا دار باشد[۳] ولی البته بعضی فرموده‌اند: خنده‌ای که مشتمل بر صوت و مد و ترجیع باشد بلکه مطلق خنده ی صدادار را مبطل میدانند بنابر احوط.[۴]

۳_معیار گریه‌ای که مبطل نماز است

یکی از مبطلات نماز گریه است و معیار  در گریه‌ای که مبطل است آن است که صدادار باشد و برای امور دنیوی باشد[۵] و عمدی نیز باشد پس اگر صدا نداشته باشد گرچه اشک از چشم بیرون آید مبطل نیست.[۶]

۴_معیار خوردن وآشامیدن در نماز و روزه

در چند مساله از مسائل شرعی بحث از خوردن و آشامیدن است از آن جمله:مبطلات نماز است که خوردن و آشامیدن را نیز از مبطلات ذکر کرده اند و مورد دیگر مبطلات روزه استکه خوردن و آشامیدن از مبطلات روزه نیز هست ولی باید دانست معیار خوردن و آشامیدن در این دوباب یکسان نیست بلکه معیار آن در باب مبطلات نماز خوردن و آشامیدنی است که صورت نماز را به هم بزند پس فرو بردن ذرات غذا که لابلای دندان ها مانده در نماز، سبب باطل شدن نماز نمی شود.[۷] ولی معیار خوردن و آشامیدنی که مبطل روزه است این نیست بلکه معیار در این باب آن است که چیزی از حلق پائین رود گرچه ذره ای غذای  باقیمانده لای دندان ها باشد.[۸]

۵_معیار عجز از قیام و جلوس در نماز

یکی از واجبات نماز قیام است ، فقها فرموده‌اند‌: اگر از ایستادن عاجز شد نشسته نماز بخواند و اگر از نشستن عاجز شد خوابیده نماز بخواند. باید دانست منظور از عجز ناتوانی کامل به گونه‌ای که به هیچ عنوان نتواند قیام یا جلوس داشته باشد نیست بلکه معیار عجز یعنی:

آنچه عنوان عجز بر آن صادق است آن است که حصول هریک ازآن مراتب برایش مشقت زیاد داشته باشد،به نحوی که عاده قابل تحمل نیست یا به گونه ای باشد که پذیرش آن مشقت باعث زیادی بیماری او شود یا باعث پیدایش بیماری برای او باشد یا سبب دیر خوب شدن او شود ، به هرحال معیار عجز این است نه آنکه منظور از عجز ناتوانی کلی باشد.[۹]

۶-معیار خوردن که مبطلات روزه است(حدحلق)

میدانیم که خوردن و آشامیدن از مبطلات روزه است ولی اگر چیزی را روی نوک زبان بگذاریم ولی از حلق فرو نبریم روزه باطل نیست چون هنوز آن را نخورده ایم، اگر به وسط زبان هم برسد باز هم روزه باطل نیست چون هنوز خوردن و بلعیدن محقق نشده است. اکنون این سوال مطرح میشود پس چه مقدار باید از مجرای دهان بگذرد تا خوردن صدق کند و روزه باطل شود؟ و به بیان دیگر معیار در فرو بردن غذا و آب که خوردن صدق کند چیست؟

جواب آن است که معیار آن است که از جائی که مخرج حرف《خ》است پائین تر برود.[۱۰] [ زیرا 《خ》از حروف حلقی است و حرفی است که از ابتدای حلق ادا می شود،[۱۱] پس اگر لقمه یا جرعه‌ای از آنجا فروتر رود وارد حلق شده و خوردن و بلعیدن برآن صدق میکند و روزه باطل میشود].

۷-معیار خوردن وآشامیدن

از مفطرات روزه اکل و شرب یعنی خوردن وآشامیدن است، باید بدانیم اکل و شرب ممکن است به صورت متعارف باشد ویا غیر متعارف مثل اینکه از طریق بینی چیزی بخورد یا بیاشامد، به هر حال روزه‌اش با خوردن وآشامیدن باطل می شود.[۱۲] ولی باید دانست اکل و شرب در موردی صادق است که چیزی وارد حلق شود یعنی معیار اکل وشرب ورود چیزی از طریق حلق به داخل بدن است پس مجرد وصول چیزی به داخل بدن از هر طریقی که باشد اکل و شرب نیست مثلا اگر روزه‌دار چیزی داخل جراحت بدن بریزد یا سوزنی وارد بدنش کند یا در گوش یا احلیلش چیزی بریزد اکل وشرب صدق نمیکند و روزه‌اش باطل نیست.[۱۳] البته باید توجه داشت ورود هرچیزی به حلق نیز سبب صدق اکل وشرب نمی‌شود. مثلا اگر روزه دار انگشتش را داخل حلقش کند نمیتوان قاطعانه گفت چیزی خورده است لذا فقها فرموده‌اند این کار مشکل است و احوط ترک آن است و حضرت امام خمینی 《ره》اصلا به این کار اشکال نمی‌گیرند.[۱۴] وبعضی از مراجع استعمال هیچ آمپولی را برای روزه‌دار ممنوع نمی‌دانند گرچه تقویتی باشد از آن جهت که اکل و شرب را بر آن صدق نمی‌دانند.[۱۵]

[پس کسانی که تزریق آمپول‌ها وسرم‌های تقویتی را برای روزه‌دار مشکل یا ممنوع می‌دانند ظاهرا از باب مناط حکم است نه صد عنوان اکل و شرب].

۸-معیار مایع و جامد

فقهای بزرگوار فرموده‌اند:《اگر شیره و روغن روان باشد همین که یک نقطه از آن نجس شد تمام آن نجس می‌شود ولی اگر روان نباشد نجس نمیشودا》[۱۶]اکنون باید بدانیم معیار روان بودن و روان نبودن و به بیان دیگر معیار مایع وجامد بودن چیست؟

آیا ماست تازه و سمنو و عسل مثلا” روان هستند یا نه؟ و به عبارت دیگر مایع هستند یا جامد؟جواب این است: معیار روان وغیر روان را اینگونه بیان کرده اند: اگر ان شی طوری باشد که اگر مقداری از آن را بر دارند جای آن خالی نمی‌ماند (یعنی فورا پر می‌شود)مایع و روان است و با نجس شدن یک نقطه  از آن تمام آن نجس میشود ولی اگر به گونه ای باشد که جای آن در موقع برداشتن خالی می‌ماند اگرچه بعدا” پر شود در این صورت روان حساب نمیشود و اگر همان نقطه از آن که نجس شده با مقداری از اطراف آن را بردارند آنچه باقی‌ماند پاک است.[۱۷]

البته گاهی ممکن است چیزی همچون عسل در حالتی باشد که در جامد یا مایع بودن آن شک کنیم. در بحث مفطرات روزه فرموده‌اند:《الظاهر جواز الاحتقان بما یشک فی کونه جامدا” او مائعا”….》.[۱۸]

۹-معیار شنیدن اذان (حد ترخص)

یکی از نشانه‌هائی که برای حد ترخص در بحث نماز مسافر مطرح شده است آن است که به حدی از آبادی دور شود که صدای اذان را نشنود ، باید دید معیار شنیدن و نشنیدن چیست؟آیا باید هیچ نشنود یا اگر واضح نشنود کفایت می‌کند؟

جواب این است که معیار آنست که باید آنقدر دور شود که [ یا هیچ نشنود یا اگر هم بشنود] نتواند تشخیص دهد صدای اذان را .پس اگر آنقدر دور شود که ندانست صدائی که میشنود صدای اذان است یا صدای دیگر به حد ترخص رسیده است ولی اگر انقدر دور شده که صدائی که می‌شنود می‌‌فهمد صدای اذان است ولی چون مقداری دور شده نمیتوان تشخیص دهد کدام جمله از اذان است، در این صورت هنوز به حد ترخص نرسیده.[۱۹]

اکنون که سخن از شنیدن اذان در حد ترخص مطرح شد مناسب است معیار شنیدن در دو مساله دیگر نیز مطرح شود. یکی شنیدن آیه‌ی سجده برای وجوب سجده‌ی تلاوت و دیگری شنیدن صدای امام جماعت هنگام قرائت برای آنکه ماموم قرائت را بخواند یا نه؟اما در باب سجده تلاوت فرموده‌اند: در شنیدن آیه سجده معیار برای وجوب سجده آن است که حروف و کلمات آیه را تمییز دهد. پس سماع همهمه کافی نیست.[۲۰]

ودر باب شنیدن قرائت امام فرموده‌اند:اگرماموم صدای امام جماعت را نشنود یا شک کند صدای امام را میشنود یا نه؟ یا صدائی بشنود و نداند صدای امام یا صدای کس دیگری در این صورت می‌تواند حمد وسوره را بخواند.[۲۱]

۱۰-معیار‌‌ ندیدن دیوار (حد ترخص)

یکی از نشانه‌های حد ترخص در بحث نماز مسافر آن است که مسافر از آبادی به حدی دور شود که دیوار های آنجا را نبیند، باید دانست لازم نیست انقدر دور شود که اصلا هیچ از دیوارها را نبیند بلکه معیار آنست که:اگر آنقدر دور شود که دیوارها کاملا (یعنی واضح)معلوم نباشند کافی است.[۲۲][مثلا نتواند تشخیص دهد دیوار آجری است یا با خشت خام ساخته شده است] شهید در شرح لعمه می‌فرماید[معیار] صورت جدار است نه شبح[۲۳] در عروه می‌فرماید: المناط فی خفاء الجداران خفاء جداران البیوت 《لاخفاء الاعلام والقباب والمنارات بل ولاخفاء سور البلد اذا کان له سور و یکفی خفاء صورها و اشکالها و ان لم یخف اشباحها.[۲۴]

۱۱-معیار ضرر

دربعضی مسائل شرعی سخن از 《ضرر》مطرح شده است مثلا در باب طهارات گفته‌اند: اگر استعمال آب برای غسل و وضو 《ضرر》داشته باشد، انسان باید به جای غسل و وضو تیمم کند. در بحث نماز مسافر نیز گفته‌اند:اگر سفربرای انسان《ضرر》داشته باشد آن سفر حرام است و باید نماز را تمام بخواند در بحث روزه نیز گفته‌اند:اگر روزه برای انسان《ضرر》داشته باشد نباید روزه بگیرد. پس لازم است بدانیم منظور از ضرر چیست و معیار آن کدام است؟ آیا اگر خواستی وضو بگیری و آب اندکی سرد بود و خوشت نیامد از آن جهت که دستت سرد شده یا مثلا اگر روزه گرفتی و احساس گرسنگی و تشنگی کردی یا مثلا به سفر رفتی و در سفر با مشکلات آن مثل کمبود خواب و استراحت مواجه شدی آیا این‌ها از مصادیق 《ضرر》است یا نه؟

جواب این است که:ضرر معیاری دارد مثلا بعضی از فقها فرموده‌اند:《ضرری که اقدام به آن شرعا حرام است》[۲۵]پس معلوم می‌شود بعضی از چیزها گرچه بعضی تصور کنند ضرر است ولی اقدام به آن شرعا حرام نیست مثل سرد شدن دست وصورت هنگام وضو در شرائط معمولی زمستان برای افراد معمولی که مشکل ندارند، یا مثلا بیدار شدن از خواب نوشین صبح تابستان برای نماز صبح که ممکن است افراد تنبل و تن‌پرور آن را برای جسم تنبل و بی‌عار خود ضرر بدانند، ولی هرگز این طور نیست. به هرحال  بعضی از مراجع(آیه الله العظمی سیستانی)در باب ضرری که سبب حرمت سفر میشود فرموده‌اند:《ضرری که موجب مرگ یا نقص عضو شود》[۲۶]وبعضی دیگر از مراجع(آیه الله مکارم شیرازی) فرموده‌اند :《….برای بدن او ضرر قابل ملاحظه‌ای دارد‌‌‌‌….》[۲۷]وآیه الله خامنه ای حتی فروش یک عضو از بدن مثل کلیه را منوط به عدم ضرر معتنی به می‌کنند. یعنی ممکن است آن مقدار ضرر که به جهت نبود یک کلیه عارض میشود معتنی به نباشد.پس معلوم شد که نباید هرچیزی را که با طبع سازگاری ندارد ضرر پنداشت و فورا حکم شرعی مضطر را جاری کرد.

۱۲-معیار آب مطلق و مضاف

در کتاب الطهاره بحث از آب مطلق و مضاف است، آب مطلق که معلوم است و نیاز به تعریف ندارد، اما چه آبی مضاف است، می‌گویند:آبی که بر آن لفظ《آب》به طورمطلق صادق نباشد بلکه با اضافه به چیزی دیگر صدق کند مثل:《آب هندوانه》و《آب پرتقال》و 《آب نمک، یعنی آبی که با نمک مخلوط شده》و…

اما اگر آب گل آلود بود یا آب حوضی که خزه گرفته و رنگ آن سبز شده چطور؟آیا این آبها مضاف هستند یانه؟

جواب اینست معلوم است که اگر آب خیلی گل آلود باشد یا خیلی خزه گرفته باشد که واقعا برآن لفظ آب به تنهایی صادق نباشد در این صورت بدون شک مضاف است ولی سوال این است که همین معیار خیلی بودن چیست؟آیا مثلا” اگر داخل یک سطل آب یک مشت خاک بریزی مضاف میشود؟

جواب اینست اگر انقدر آب خاکی شود که اگر یک مشت از آب برداری(یعنی یک مشت خودت را آب کنی آنگونه که برای وضو گرفتن آب میکنی وصورتت را می‌شوئی) اگر کف دستت را دیدی یعنی هنوز آب آنقدر گل‌آلود نشده که مانع دیدن کف دست شود در این صورت هنوز مضاف نشده ولی اگر چنین نبود یعنی آب اینقدرگل‌آلود شده که دیگر کف دستت را نمی‌بینی در این صورت آن آب مضاف است. البته این معیار برای مواردی است که آب از جهت رنگ مضاف شده باشد چون ممکن است مقدار بسیار زیادی شکر یا نمک در آب حل کنی وآب قطعا مضاف شود ولی اگر مشت خودرا از آن پر کنی کف دستت را به خوبی ببینی، پس در همچنین مواردی این معیار کارآمد نیست ولی در مواردی مثل آب گل‌آلود یا آب حوضی که خزه گرفته مفید است در پایان این بحث توجه داشته باشید که این معیار را در کتب فقهی ندیدم ولی از بعضی از علما و مراجع شنیدم که بیان می‌فرمود: و فرمود معیار خوبی است و میتوان در مواردی مثل شناخت آبی که گل‌آلود شده به آن مراجعه و اعتماد کرد.

۱۳-معیار خواب

یکی از مبطلات غسل و وضو و تیمم خواب است معلوم است که خواب مراتب و مراحلی دارد و این مراتب و مراحل عبارتند از ابتدا که انسان را چرت فرا میگیرد تا زمانی که به خواب عمیق فرو می‌رود خواب برادر مرگ است《النوم اخ الموت》[۲۸]ودر خواب حواس انسان از کار می‌افتد و اولین حسی که از انسان در اولین مراحل خواب گرفته می‌شود حس بینایی است و اخرین آن‌ها حس شنوائی است که گرفته میشود باید دانست خوابی مبطل وضو و غسل و تیمم است که حس شنوایی را نیز از انسان بگیرد یعنی اگر فقط بر چشم غلبه کند هنوز طهارت معنوی باطل نمی‌شود، ولی وقتی برگوش غلبه کرد در این صورت طهارت معنوی باطل می‌شود پس معیار خوابی که باطل کننده است آن است که علاوه بر چشم بر گوش هم غلبه کند.[۲۹]

[البته منظور از شنیدن صدا در خواب صدای های معمولی است نه صدای بسیار بلند که انسان خوابیده را بیدار کند].

۱۴-معیار کثیر الشک

در شکوک نماز فرموده‌اند:کثیر الشک نباید به شک خود اعتنا کند اما کثیر الشک چه کسی است؟ و معیار کثرت شک چیست؟

جواب این است: معیار کثرت شک آن است که عرف به او بگویند تو کثیر الشک هستی [۳۰]یا اینکه در یک نماز (حداقل)سه بار شک کند ویا اینکه (حداقل)در سه نماز پشت سر هم شک کند[۳۱] و به فرموده بعضی از مراجع کثیر الشک کسی است که حالی دارد که نمیتواند سه نمازرا[پشت سر هم] بخواند مگر انکه حداقل در یکی از آن‌ها شک می‌کند؟[۳۲] و اگر انسان در معرض کثرت شک باشد نیز نباید به شک خود اعتنا کند.[۳۳]

۱۵-معیار جهر و اخفات

بر مرد واجب است قرائت نماز صبح و مغرب و عشاء را بلند بخواند و بر مرد و زن واجب است قرائت نماز ظهر و عصر را آهسته بخوانند اما معیار بلند و آهسته بودن و به عبارت دیگر معیار جهر و اخفات چیست؟ باید دانست معیار جهر یعنی بلند خواندن، ظهور و آشکار شدن جوهر صدا است و معیار اخفات و آهسته خواندن، نبودن جوهر صدا، اگر چه کسی که نزدیک نماز گزار بلکه دور از او ایستاده صدای نمازگزار را که آهسته و به صورت اخفات میخواند بشنود.[۳۴] البته بعضی از مراجع فرموده‌اند: بر کلام مبحوح و امثال او اخفات صدق نمی کند.[۳۵](مبحوح یعنب کسی که با بحه صحبت می کند و آنچنان است که صدایش بلند است ولی جوهر ندارد).

۱۶-معیار قرائت

نماز را باید خواند نه آنکه در دل گذراند و به عبارت دیگر باید بخوانی نه آنکه آن را مطالعه کنی، اما معیار قرائت چیست؟

معیار قرائت یعنی آنچه خواندن را از مطالعه کردن و در دل گذراندن متمایز می کند آن است که چنان نماز را بخوانی که حداقل خودت بشنوی (البته اگر مانعی همچون کری یا صدای بلند و زیاد در اطراف نباشد که مانع شنیدن صدای خودت شود) پس اگر آنچنان آهسته بخوانی که خودت نمی شنوی نماز را مطالعه کرده ای نه اینکه نماز خوانده باشی. البته اگر گوش کسی از گوش خودت به دهانت نزدیک تر باشد( مثلا کسی گوشش را در یک سانتی متری دهان تو بگیرد) و او صدایت را بشنود و خودت نشنوی قرائت صدق نمی کند. [۳۶]( به معیار شماره ۵۵ نیز مراجعه کنید همین مطلب با بیان دیگر آمده است).

۱۷_ معیارمجوز شکستن نماز

نماز واجب را نمیتوان بیهوده شکست ولی در بعضی موارد شکستن نماز واجب نیز حرام نیست. از آن جمله موردی است که ضرورتی پیش آید اما معیار آن چیست؟

جواب: معیار آن است که حاجت عرفی (و قابل ملاحظه ای) برای انسان پیش آید البته اگر حاجت ضروری نبود خوب نیست نماز را بشکند.[۳۷] و بعضی از مراجع معیار آن را ضرر قابل توجه مالی یا بدنی دانسته اند. [۳۸]البته فرقی ندارد که ضرر جانی متوجه خودت شود یا متوجه شخص دیگری که حفظ جانش واجب است یا این ضرورت بخاطر مال باشد که حفظ آن واجب است.[۳۹]

۱۸_ معیار فاصله در نماز جماعت

در نماز جماعت نباید بین ماموم و امام یا مامومین با یکدیگر زیاد فاصله باشداما معیار این مقدار فاصله چیست؟

فقها در این باره بیانات مختلفی دارند که قابل جمع بندی است. درباره مقدار این فاصله گفته اند:((به قدر گشادی بین دو قدم))[۴۰]. ((یک قدم فراخ))[۴۱].((یک قدم معمولی))[۴۲]. ((یک متر))[۴۳].((بیش از بلندترین مراتب یک قدم))[۴۴]. ((به قدر یک انسان که به سجده رفته))[۴۵]. ولی باید گفت معیار آن است که نباید مقدار فاصله به حدی باشد که((جماعت)) صدق نکند برخی از مراجع در این باره فرموده اند: اگر یا چند قدم میان امام و ماموم یا مامومین با یکدیگر فاصله باشد به طوری که به آن جماعت گویند مانعی ندارد. بنابر این فاصله شدن یک یا دو نفر که نماز نمی خوانند مانعی ندارد.[۴۶]

۱۹_معیار موی پر پشت و موی کم پشت

در بحث وضو هنگام سخن از شستن صورت سخن از موی پرپشت و کم پشت است و می فرمایند اگر ریش(مثلا) پر پشت باشد شستن ظاهر آن کفایت می کند و لازم نیست آب را از لابلای موها به پوست صورت هم برسانی ولی اگر کم پشت بود باید علاوه بر  شستن موها پوست لابلای آن ها را نیز بشوئی. اما معیار پر پشت و کم پشت بودن مو و به عبارت دیگر معیار تکاثف مو چیست؟

جواب این است که اگر موی صورت به حدی باشد که هنگام صحبت کردن پوست صورت از لابلای موها پیداست در این صورت می گویند موها کم پشت هستند ولی اگر چنان باشد که هنگام سخن گفتن پوست صورت پیدا نباشد می‌گویند موی فلانی پر پشت است.[۴۷]

۲۰_چه جائی برای انسان وطن محسوب می شود؟ یا حکم وطن پیدا می کند؟

جواب: اگر انسان از وطن اصلی اش به جای دیگری برود و آنقدر در آنجا بماند و ساکن شود که طوری باشد که اگر مسافرتی برای او پیش آید دوباره به همانجا بر می گردد آنجا برای او حکم وطن دارد.[۴۸] و اینک عرف او را در آنجا مسافر نگویند.[۴۹](لطفا به معیار شماره۳۳نیز مراجعه کنید).

۲۱_ معیار تکیه به چیزی در نماز

شرط است که در حال نماز در شرایط معمولی به چیزی تکیه نکند.[۵۰]

حال اگر مثلا کنار دیوار بودی یا وقتی به رکوع رفتی باسن به دیوار خورد و گیر کرد و اجمالا با دیوار تماس داشتی آیا نماز باطل است؟

جواب آن است که معیار در استناد و تکیه دادن به چیزی آن است که ((لو ازیل السناد سقط))[۵۱]. یعنی تکیه بر آن چیز چنان باشد که اگر آن را بردارند بیفتی. پس تماس با دیوار یا چیز دیگری در صورتی که بر آن واقعا تکیه نکرده باشی مضر نیست.

۲۲_ معیار در بازداشتن کودک نابالغ هنگام کار ناشایست

اگر کودک نابالغ کار حرامی انجام دهد در چه صورت باید او را از آن کار بازداشت و در چه صورتی لازم نیست؟ معیار در اینجا چیست؟

جواب: اگر نابالغ می خواهد‌کاری (حرامی) مرتکب شود که برایش ضرر دارد باید او را از انجام کار بازداشت. همچنین است که اگر آن کار برای غیر او ضرر داشته باشد باز هم باید او را از آن بازداشت (مثلا ضربه وارد کردن به خود با دیگران یا دزدی مال دیگران) و همچنین اگر آنچه کودک نابالغ می خواهد آن را انجام دهد از کارهایی باشد که علم داشته باشیم در شرع مقدس اراده ی عدم وجود آن در خارج شده است زیرا کاری است داری مفسده مثل لواط و زنا و غیبت در این صورت نیز بر اولیاء آن ها واجب ایت که آن هارا از ارتکاب چنین کارهائی باز دارند. اما چیزهائی مثل پویشیدن حریر و طلا که بر مردان بالغ حرام است اگر کودکان نبالغ مرتکب شوند منع و بازداشتن آن ها لازم نیست[۵۲]. یا مثلا اگر کودکی نابالغ خودش برای دستشوئی رو به قبله یا پشت به قبله نشست منع او لازم نیست[۵۳]. یا مثلا اگر  کودک نابالغ غذایی را که نجس شده بخواهد بخورد جلوگیری از او لازم نیست.(البته اگر برایش ضرر نداشته باشد)[۵۴]. (زیرا اراده عدم تحقق چنین اموری در خارج ناحیه ی شارع مقدس برای ما احراز نشده است).

توجه: برای اتمام قاعده مناسب است به معیار ۷۴مراجعه کنید.

۲۳_ معیار در جریان آب در وضو و غسل

شستن عضو در وضو و غسل به آن است که آب بر آن جریان پیدا کند. معیار جریان آب چیست؟ آیا باید آب بر تمام عضو واقع شود و از آن فرو ریزد تا جریان صدق کند؟یا چیز دیگری است؟

جواب: منظور از جریان آب انتقال اجزاءآب یعنی قطرات آب است از محل خود به محل دیگری مثلا اگر چن قطره آب نزدیک آرنج قرار دارد به پایین تر منتقل شود و این کار ممکن است توسط خود قطرات آب و کثرت و زیادی خود آن ها تحقق پیدا کند و ممکن است با دیت کشیدن یا تکان دادن دست محقق شود. شهید ثانی((ره)) درباره جریان آب می فرماید:((…بان ینتقل کل جزء من السماء من محله ای غیره بنفسه او بمعین))[۵۵]. یعنی جریان آب به این است که اجزاء آب از محل خود به جای دیگری منتقل شوند چه خود به خود و چه به واسطه و کمک چیز دیگری، و دز عروه فرموده اند:(( و یجب اجراء الماء فلا یکفی المسح به وحده(اجراء الماء) ان یجری من جزء الی جزء آخر و لو  باعانه الید و یجزی استیلاء الماء علیه و ان لم یجر اذا صدق الغسل))[۵۶]. یعنی واجب است اینکه آب جریان پیدا کند پس دست کشیدن و مسح با آب کفایت نمی کند و حد جریان این است که آب از جای خود به جای دیگری منتقل شود گر چه با کمک دست کشیدن باشد البته اگر آب عضو را فرا گیرد و جریان پسدا نکند در صورتی که عنوان شستن بر آن صادق باشد باز هم کفایت می کند.

۲۴_ معیار در صحت قرائت

قرائت نماز باید صحیح باشد و در صحت قرائت باید حرف را صحیح ادا کرد به گونه ای که تلفظ آن حرف صدق کند و همین معیار در صحت قرائت است پس ادایحروز از مخارجی که علماءتجوید برای هر حرفی بیان فرموده اند لازم نیست. در عروه فرموده اند:((لازم نیست مخارج حروف را طبق آنچه علماء تجوید گفته اند بشناسد بلکه اینکه هر حرفی را از مخرج خود اداء کند کافی است اگر چه ملتفت مخارج حروف نباشد.

بلکه اصلا اخراج حروف از آن مخارج لازم نیست زیرا مدار ( صحت قرائت) صدق تلفظ آن حرف است اگر چه از غیر آن مخرجی که معین کرده اند اداء شود… پس مناط و معیار صدق صحت تلفظ در عرف عرب است… پس‌آنچه علماء تجوید گفته اند مبنی بر غالب است.[۵۷]

۲۵- معیار مسلمان بودن

مسلمان پاک است و مسلمان کسی است که شهادتین یعنی((اشهد ان لا اله الا الله)) و ((اشهد ان محمدا رسول الله)) را بگوید و معیار مسلمان بودن همین است گرچه ندانی در دل هم مسلمان است یانه ولی اگر لدانی در دل مسلمان نشده و شهادتین فقط بازیچه ی زبان اوست حکم اسلام بر او بار نمی شود.[۵۸]

۲۶_ معیار در اخذ و قبض عین مرهونه

معیار در اخذ و قبض و تحویل عیت مرهونه آن است عین مرهونه تحت استیلاءمرتهن باشد پس مجرد توقیف سند عین مرهونه یا امثال آن قبض نیست.[۵۹]

۲۷_ معیار در حد شکایت مریض

یکی از آداب مریض و انچه بر او مستحب است آن است که از مریض و بیماری خودش به غیر مومن شکابت نکند و معیار و حد شکایت این است که بگوید:((ابتلیت بما لم یبتل به احد)). یعنی به بلائی دچار شدم که هیچکس دچار نشده است. یا بگوید:(( اصابنی مالم یصب احدا)). یعنی بلائی به من رسید که به هیچکس نرسیده بود. ولی اگر بگوید:((دیشب بیدار بودم یا بگوید تب داشتم. اشکال ندارد( وشکایت از مرض حساب نمیشود).[۶۰]

عن امام صادق(ع): ((لیست الشکایه ان یقول الرجل: مرضت البارحه او وعکت البارحه ولکن الشکایه ان یقول: بلیت بما لم یبل به احد)).[۶۱]

 

۲۸_ معیار اسراف

میدانیم اسراف از گناهان کبیره است و بدیهی است بسیار مذموم و ناپسند است و آن به معنای زیاده روی است اما معیار آن چیست؟

در حدیثی از امام صادق(ع) آمده است: ((للمسرف ثلاث علامات: یشتری ما لیس له و یلبس ما لیس له و یاکل ما لیس له))[۶۲]. یعنی اسراف کننده سه نشانه دارد:

۱_چیزی می خرد که مربوط به او نیست ( ونیازی به آن ندارد).

۲_لباسی می پوشد که مربوط به او نیست.

۳_چیزی می خورد که مربوط به او نیست (نیازی به آن ندارد).

 

۲۹_ معیار تمییز که شرط صحت نماز است

تمییز یعنی قدرت شناخت، و آن شرط صحت عبادت است و معیار آن در مورد نماز آن است که آن شخص (کودک) به اندازه ای درک و فهم داشته باشد که بتواند افعال نماز را بشناسد و بتواند شرائط نماز را از آنچه واجب نیست باز شناسد مثلا بفهمد که تشهد واجب است ولی قنوت واجب نیست. البته لازم نیست خودش با تحقیق به این مطالب برسد بلکه طوری باشد که اگر برای او توضیح بدهند بفهمد.[۶۳]

 

۳۰_ معیار از بین رفتن جنازه برای جواز نبش قبر

می دانیم که نبش قبر مومن اگر چه طفل یا مجنون باشد حرام است و نبش به معنای شکافتن قبر و کشف جد میت است بدیهی است اگر جنازه کلا از بین رفته باشد جسدی نمانده که نمایان شود پس شکافتن قبر در این صورت حرام نخواهد بود مگر آنکه قبور شهداء، علماء، صلحاء و امام زادگان باشد تا چه رسد به قبور انبیاء و ائمه (علیهم السلام)، که شکافتن این قبول مطلقا حرام است اما معیار از بین رفتن جنازه چیست؟

باید گفت معیار آن است که یا جنازه کلا از بین رفته باشد یا اگر استخوانی از او مانده چنان پوسیده باشد که با اندک فشاری پودر شود(خاک شود) در این صورت نبش حرام نیست ولی اگر استخوان ها هنوز سفت هستند نبش حرام است. ضمنا بدانید برداشتن مقداری از خاک قبر به اندازه ای که سبب کشف جسد میت نشود و هتک میت نیز نباشد حرام نیست مثلا اگر بخواهند قبر را تعمیر کنند و نیاز به مقداری خاک بردای باشد اشکالی ندارد.[۶۴]

 

۳۱-معیار عدالت وعادل

در بسیاری از مسائل شرعی مثل بحث مرجعیت، امامت جماعت، قضاوت، شهود و…. بحث از عدالت و عادل است اما عدالت چیست و عادل کیست؟ ومعیار آن چیست؟

جواب ان است که:عادل کسی است که عمدا گناه نکند یعنی هیچ واجبی را عمدا ترک نکند و هیچ حرامی را عمدا مرتکب نشود. در روایات تعابیر و تعاریف بسیار جالبی برای عادل آمده است مثلا از پیامبر بزرگوار《صلی الله علیه وآله وسلم》نقل شده است:《من صاحب الناس بالذی یجب ان یصاحبوه کان عدلا》[۶۵]یعنی کسی که با مردم چنان رفتار کند که لازم است مردم با او آنگونه رفتار کنند چنین کسی عادل است.ونیز از آن حضرت《صلی الله علیه وآله وسلم》روایت شده است:《من عامل الناس فلم یظلمهم و حدثهم فلم یکذبهم و وعدهم فلم یخلفهم فهو ممن کملت مروته و ظهرت عدالته و وجبت اخوته و حرمت غیبته》[۶۶]یعنی کسی که با مردم داد و ستد کند و به آن‌ها ظلم نکند و با آن‌ها سخن بگوید ولی به آن‌ها دروغ نگوید و وعده بدهد ولی خلف وعده نکند چنین کسی مردانگی‌اش کامل عدالتش ظاهرو آشکار و برادری‌اش واجب و غیبت او حرام شده است.

و از امام صادق علیه السلام نقل شده است:《اذا غض طرفه من المحارم و لسانه عن الماثم و کفه عن المظالم》[۶۷]یعنی عادل کسی است که چشمش را از حرام، زبانش را از گناهان ودستش را از ظلم وستم ببندد. البته نکته بسیار مهم در بحث شناخت عادل این است که: برای اینکه شخصی را اهل عدالت بدانی لازم نیست گناه نکردن اورا احراز کنی بلکه همینقدر که گناه او ثابت نشود کافی است به عبارت دیگر برای حکم به عادل بودن کسی عدم ثبوت گناه کافی است و احراز عدم آن لازم نیست. از امام صادق علیه السلام است که فرموده‌اند:《کسی راکه باچشم خویش ندیدی که گناه مرتکب شود و دوشاهد نیز بر گناه او شهادت نداده‌اند چنین شخصی اهل عدالت و ستر است و شهادت او قبول میشود اگرچه در واقع گناهکار باشد》[۶۸]. همین مطلب در فتوی نیز آمده است.[۶۹]

مجموعا حسن ظاهر کاشف از عدالت است و به فرموده امام خمینی حسن ظاهر کاشف تعبدی است برای عدالت چه از آن ظن به عدالت پیدا بشود چه نشود.[۷۰]

 

۳۲-معیار وطن

می‌دانیم که هر کسی در وطنش نمازش تمام است و نیز در جائی که برای او حکم وطن داشته باشد[۷۱] اما معیار در اینکه جائی برای انسان وطن حساب شود یا حداقل حکم وطن داشته باشد چیست؟

جواب: جائی برای انسان وطن حساب می‌شود یا حکم وطن دارد[اختلاف تعابیر مراجع محترم] که مردم او را در آنجا مسافرت نگویند یعنی اگر مسافرتی برای او پیش آید یا موقتا ده روز یا بیشتر به محل دیگری برود [اختلاف تعابیر مراجع محترم] باز به همان محل برمی‌گردد.در این صورت آنجا وطن اوست یا حکم وطن برای او دارد، ضمنا اقامت خود را در آنجا مقید به زمان خاصی [ مثلا” چند سال مثل زمان گذراندن دوره سربازی یا دانشجوئی ] نکرده باشد[۷۲].(در معیار شماره ۲۰ نیز در این باره مطلبی بیان شد، لطفا مراجعه کنید).

 

۳۳_ معیار نظر به لذت

نظر به لذت به دیگران حرام است(مگر زوجین نسبت به یکدیگر) و منظور از نظر به لذت آن است که لذت شهوانی و جنسی ببرد نه لذتی که مثلا پدر و مادر از نگاه کردن به فرزند خود می برند یا لذتی که با نگاه کردن به بناهای زیبا یا سبزه زار و گلستان و مانند آن برای انسان حاصل می شود. اما معیار در نظر به لذت همان لذتی که مرتبه شدید آن معمولا در مقدمات نزدیکی برای انسان پیدا می شود.[۷۳]

۳۴_ معیار ضرورت در معاینات و معالجات پزشکی

لمس و نظر بدن اجنبی (نامحرم) جایز نیست مگر در حال ضرورت مثلا در مسائل پزشکی اگر ضرورتی پیش آید لمس و نظر تا حدودی که ضرورت اقضا می کند جایز است اما معیار ضرورت چیست؟

باید گفت: معیار همان اندازه ای است که تشخیص بیماری و درمان آن متوقف بر آن است و حدود ضرورت بستگی به مقدار نیاز دارد.[۷۴]

 

۳۵_ معیار تعدد سجده اگر سر از مهر بلند شود

سجده آن است که به قصد عبادت پیشانی و کف دو دست و دو زانو و سر و دو انگشت بزرگ پا را بر زمین بگذاری به همان وضعی که برای مسلمین معلوم است ولی بر زمین نهادن پیشانی از همه مهم تر است، یعنی پس از به زمین رسیدن پیشانی اگر سر از زمین یا مهر بلند شود یک سجده محقق شده است چه اعضای دیگر به طور صحیح هر یک جای خود قرار گرفته باشند،چه قرار نگرفته باشند. اکنون سوال این است: گاهی سر به مهر می خورد و بدون اختیار از مهر حرکت می کند آیا یک سجده حساب می شود یا نه؟

جواب این است  که معیار در اینکه یک سجده حساب شود یا نه این است که: اگر پس از آنکه سر به زمین یا به مهر خورد و بدون اختیار بلند شد بتوانی سر را نگهداری که دوباره به مهر یا زمین برنگردد در این صورت یک سجده حساب می شود اگر‌چه ذکر نگفته باشی و نمازت باطل نمی شود ( البته پس از نماز سجده سهو بجا می آورد) ولی اگر نتوانی سر را نگهداری و بدون اختیار دوباره به حالت اول برگردد یعنی به مهر یا زمین برسد این دوبار اتصال سر به مهر یا زمین روی هم یک سجده حساب می شود و باز هم مشکلی در نماز ایجاد نمی کند[۷۵]. ( البته منظور از زمین در این بحث همان سطح زمین است که سجده بر آن صحیح است نه فرش و موزائیک و…).

 

 

چکیده

برای شناخت هر چیزی معیاری وجود دارد.مردم نیز در زندگی روزمره خود با معیارهای متعددی آشنا سر و کار دارند و در این نوشتار تا میزانی سعی شده که میزان صحیح تشخیص موضوعات در مسائل متعدد از نظر فقهاء،ارائه گردد تا موضوعات احکام شرعی دقیق شناسائی شود ک حکم آن ها  نیز به طوری استخراج کرد.

شناخت موضوعات احکام شرعی معیارهای شناسایی است  در لابلای مسائل شرعی در کتب فقهی و رساله های توضیح المسائل مراجع بیان شده است که بسیار مفید و جالب توجه است.در این مجموعه تعدادی از آن معیارها ثبت شد که امید است مفید باشد.

 

 

منابع و مأخذ

رساله۱۳مرجع

حاشیه عروه

العروه الوثقی

میزان الحکمه

شرح لمعه

استفتاءات امام(ره)

[۱] : عروه، ج۱،ص۴۶۰٫

[۲] : شرح لعمه ج۱ ص۲۴۲

[۳] : شرح لعمه ج۱ ص۲۳۴

[۴] : عروه ج۱ ص۵۶۰

[۵] : رساله۱۳مرجع ج۱ ص۶۲۷٫ عروه ج۱ ص۵۶۱

[۶] : شرح لعمه ج۱ ص۲۳۳

[۷] :رساله۱۳مرجع ج۱ص۶۲۸-۶۲۹

[۸] :همان ص۸۹۳مساله۱۵۷۷و۱۵۸۸

[۹] :شرح لعمه ج۱ص۲۵۱

[۱۰] :العروه الوثقی ج۲ص۳۰مساله۷۶

[۱۱] :البته بین علمای تجوید این بحث مطرح است که آیا اولین حلقی (خ)است یا(غ) ولی از عبارت عروه معلوم می شود که که صاحب عروه و فقهای دیگر(خ)را اولین حرف حلقی می دانند

[۱۲] :العروه الوثقی ج۲ص۱۴مساله۴

[۱۳] :عروه ج۲ص۱۴مساله۴-۵

[۱۴] :همان ص۳۱مساله۷۷حاشیه حضرت امام(ره)

[۱۵] :رساله۱۳مرجع ج۱ص۸۹مساله۱۲۹

[۱۶] :رساله۱۳مرجع ج۱ص۸۹مساله۱۲۹

[۱۷] :همان ص۹۰سر۳تا۷وعروه فصل فی کیفیه تنجس المتنجسات ج۱ص۶۳مساله۳

[۱۸] :عروه ج۲ص۲۸مساله۶۸

[۱۹] :رساله ۱۳مرجع ج۱ص۷۱۱مساله۱۳۲۲عروه ج۱

[۲۰] :عروه ج۱ص۵۳۱مساله۱۴

[۲۱] :رساله۱۳مرجع ج۱ص۷۹۵مساله۱۴۶۵

[۲۲] :همان ص۷۰۷شرط۸و عروه ج۱ص۷۴۴مساله۵۸

[۲۳] :شرح لعمه ج۱ص۳۷۵

[۲۴] :العروه الوثقی ج۱ص۷۴۴مساله۵۸

[۲۵] :رساله۱۳مرجع ج۱ص۶۹۵سطر۱۱

[۲۶] :همان سطر۱۲

[۲۷] :همان سطر۷ از پایین صفحه

[۲۸] :میزان الحکمه ج۱۰ص۲۵۹

[۲۹] :رساله۱۳مرجع ج۱ص۱۸۸مساله۳۲۳

[۳۰] :شرح لعمه ج۱ص،۳۳۹رساله۱۳مرجع ج۱ص۶۴۴

[۳۱] :همان

[۳۲] :العروه الوثقی ج۱ص۶۱۸حاشیه آیه الله خوئی

[۳۳] :رساله ۱۳مرجع ج۱ص۶۴۴سطر۱۴

[۳۴] :عروه ج۱ص۴۹۵فصل فی احکام القرائه مسئله۲۶

[۳۵] :همان(نظز آیه الله خوئی در پاورقی)

[۳۶] :عروه ج۱ص۴۹۸مسئله۲۷

[۳۷] :عروه ج۱ص۵۶۶ نظز حضرت امام در پاورقی

[۳۸] :رساله۱۳مرجع ج۱ص۶۳۲اول صفحه

[۳۹] :همان مسئله۱۱۶۰

[۴۰] :رساله۱۳مرجع ج۱ص۷۸۳اول ص۱۴۳۵

[۴۱] :ذیل همان مسئله نظر آیه الله صافی وگلپایگانی

[۴۲] :همان نظرآیه الله فاضل لنکرانی و اراکی

[۴۳] :همان نظرآیه الله خوئی و تبریزی

[۴۴] :همان نظر آیه الله سیستانی

[۴۵] :همان مسئله۷۸۴

[۴۶] :رساله۱۳مرجه ج۱ص۷۷۵وسط صفحه(نظرآیه الله مکارم)

[۴۷] :شرح لمعه ج۱ص۷۴،رساله۱۳مرجع ج۱ص۱۵۳مسئله۲۴۰

[۴۸] :رساله۱۳مرجع ج۱ص۷۱۵(نظرآیات عظام:خوئی،تبریزی ودیگر مراجع)

[۴۹] :همان ص۷۱۵نظر آیه الله سیستانی

[۵۰] :العروه الوثقی ج۱ص۵۳۷مسئله۹۶۱

[۵۱] :شرح لمعه ج۱ص۲۵۰

[۵۲] :العروه الوثقی ج۱ص۵۸۱مسئله۳۶(فصل فی صلاه الفضاء) وتحلیل وسیله ج۱ص۴۳۶مسئله۲۱

[۵۳] :همان ص۱۲۶فصل فی احکام التخلی مسئله۱۵

[۵۴] :رساله۱۳مرجع ج۱ص۹۴_۹۵

[۵۵] :شرح لمعه ج۱ص۷۲_۷۳

[۵۶] :العروه الوثقی ج۱ص۱۴۷سطر۲و۳و۴

[۵۷] :العروه الوثقی ج۱ص۵۰۱

[۵۸] :رساله۱۳مرجع ج۱ص۱۲۶مسئله۲۰۹

[۵۹] :استفتاءات امام(ره) ج۲ص۳۰۵سوال۶

[۶۰] :العروه الوثقی ج۱ص۲۶۴_۲۶۵،فصل فی آداب المریض و ما یستحب علیه

[۶۱] :میزان الحکمه ج۲ص۱۲۶

[۶۲] :میزان الحکمه ج۴ص۴۴۶

[۶۳] :شرح لمعه ج۱ص۲۳۸

[۶۴] :العروه الوثقی ج۱ص۳۳۰

[۶۵] :میزان الحکمه ج۶ص۸۵

[۶۶] :میزان الحمه ج۷ص۳۳۹

[۶۷] :همان

[۶۸] :عن الصادق(ع):من لم تره بعینک یرتکب ذنبا او لم یشهد علیه بذلک شاهدان فهو من اهل العداله و الستر وشهادته مقبوله و ان کان فی نفسهی مذنبا…((میزان الحکمه ج۷ص۳۳۹))

[۶۹] :رساله ۱۳مرجع ج۱ص۷۹۱مسئله ۱۱۷۱بهجت(ره)

[۷۰] حاشیه عروه ج۱ص۶۳۰

[۷۱] :البته بعضی جاهای دیگر نیز نماز تمام است که خارج از بحث ما است

[۷۲] :رساله۱۳مرجع ج۱ص۷۱۵

[۷۳] :رساله۱۳ مرجع ج۲ص۴۸۶_۴۸۷

[۷۴] :رساله۱۳ مرجع ج۲ص۹۵۲، سوال۱۲۹۵((اقتباس))

[۷۵] :رساله ۱۳مرجع ج۲ ص۵۸۲ سوال۱۰۷۱

درباره ی علی اصغر نخعی

مطلب پیشنهادی

گزارش تصویری برگزاری مراسم شهادت امام صادق(ع)